به گزارش روابطعمومی شرکت صنایع پتروشیمی خلیجفارس، سورنا ستاری در آیین افتتاحیه سومین همایش و نمایشگاه پتروکم، اظهار داشت: سالها فکر میکردم توسعه یک مفهوم سختافزاری است؛ اینکه کشور باید چه میزان فولاد، سیمان یا نفت تولید کند. اما بعد از مدتی به این نتیجه رسیدم که توسعه امری سختافزاری نیست، بلکه نرمافزاری است؛ یعنی ایدهها، تفکرها و نگاهها باید اصلاح شوند تا توسعه در جامعه اتفاق بیفتد.
ستاری با مرور تجربیات شخصی خود از صنعت گاز و پتروشیمی تصریح کرد: سال ۱۳۷۳ برای نخستینبار همراه پدرم به عسلویه رفتم؛ آن زمان تقریباً هیچ خبری از توسعه نبود. تازه از دانشگاه فارغالتحصیل شده بودم و مدیر یک پروژه محدود بودم. در آن مقطع فقط قرارداد فاز یک بسته شده بود، فازهای دو و سه هنوز به توتال واگذار نشده بود و کل برنامه توسعه به چند فاز محدود میشد تا گاز تولید و به شبکه تزریق شود.
وی افزود: آن زمان تصور ما این بود که با راهاندازی این فازها، کشور چه میزان پیشرفت میکند، صنایع رونق میگیرند و اقتصاد شکوفا میشود. امروز ۲۴ فاز فعال شده و یک تحول عجیب و بزرگ اتفاق افتاده، اما واقعیت این است که هنوز با همان مشکلات و مقاومتهایی مواجهیم که در آن سالها وجود داشت.
ستاری با اشاره به تجربههای مدیریتی خود در دهه ۸۰ گفت: در مقطعی، برخی با شعار مبارزه با مافیای نفتی وارد میدان شدند. آن زمان من در سازمان بهینهسازی مصرف سوخت حضور داشتم و میدیدم که بدون شناخت ظرفیتهای واقعی، به دنبال حذف شرکتها بودند. یک شب در جمعی، پیامی برای یکی از مدیران آمد که قرار است مدیرعامل یکی از شرکتهای مشاور بخش خصوصی نفتی بازداشت شود. همانجا گفتم ما چند شرکت مشاور داریم که واقعاً بتوانند کنار شرکتهایی مثل توتال بنشینند و انتقال فناوری انجام دهند؟ کل شرکتهای مشاور ما در این سطح شاید به پنج عدد هم نرسد.
وی تأکید کرد: انتقال فناوری شوخی نیست. اگر میخواهید از یک شرکت خارجی انتقال فناوری بگیرید، طرف داخلی باید حداقل درک پایهای از آن فناوری داشته باشد. وقتی چنین ظرفیتی را با تصمیمهای عجولانه حذف میکنیم، عملاً به صنعت خودمان ضربه میزنیم.
مشاور نوآوری و اقتصاد دانشبنیان مدیرعامل شرکت صنایع پتروشیمی خلیجفارس با اشاره به وضعیت شرکتهای دانشبنیان کشور، گفت: زمانی که من از مسئولیت اجرایی خارج شدم، حدود هفت تا هشت هزار شرکت دانشبنیان داشتیم. از این تعداد، تنها حدود ۴۰۰ تا ۴۵۰ شرکت صادرات داشتند و از میان آنها شاید فقط ۵۰ تا ۶۰ شرکت توانسته بودند حضور پایدار خارجی، دفتر یا ساختار واقعی صادراتی ایجاد کنند.
وی خطاب به مدیران گفت: وقتی به یک شرکت داخلی فشار میآوریم یا آن را کنار میگذاریم، باید به این فکر کنیم که در واقع به چه چیزی ضربه میزنیم؛ به آینده بچههایمان، به نخبگانی که مهاجرت میکنند و به استادان دانشگاهی که کشور را ترک میکنند. اصلاح این نگاه، همان اصلاح فرهنگی است که از آن صحبت میکنیم.
ستاری ادامه داد: برخی مدیران میگویند ما با یک شرکت دانشبنیان قرارداد بستیم و اذیت شدیم یا محصول داخلی مثلاً فقط ۷۰ درصد پاسخ داد. اینجا دو نوع فرهنگ وجود دارد؛ یک فرهنگ میگوید این شرکت بلد نبود و وقت ما را تلف کرد، اما فرهنگ دیگر میگوید دمش گرم که ۷۰ درصد جواب داده و حالا باید کمک کنیم این ۷۰ درصد به ۱۰۰ درصد برسد.
وی با اشاره به اصلاحات قانونی انجامشده در هلدینگ خلیجفارس در راستای توسعه همکاری با دانشبنیانها و فناوران گفت: امروز از نظر قوانین، مشکلی برای همکاری با شرکتهای فناور وجود ندارد. آییننامه کمیسیون معاملات اصلاح شده، امکان ترک تشریفات فراهم است، قراردادهای بار اول قابل انعقاد است و هر شرکت میتواند سازوکار کنترلی خود را داشته باشد. مسئله اصلی، مشکل فرهنگی و عدم اعتماد به بخش خصوصی داخلی در برخی واحدهاست.
ستاری در پایان تأکید کرد: ممکن است یک تأمینکننده خارجی تنها یک لایسنس تحویل دهد و بعد هیچ پاسخگویی وجود نداشته باشد، اما شرکت داخلی میماند، پاسخ میدهد، یاد میگیرد و اصلاح میکند. تمام تلاش ما در این سالها این بوده که این فرهنگ توسعهمحور را در سیستم نهادینه کنیم؛ فرهنگی که شرط اصلی پیشرفت کشور است.