يادداشت تحليلي به قلم عبدالرسول دشتي؛ الزامات هلدينگ خليج فارس در تعاملات بين المللي
1394/09/23 دوران پسا تحريم شرايط پيش بيني نشده اي را پيش روي كشورمان قرار داده است.

دوران پسا تحريم شرايط پيش بيني نشده اي را پيش روي كشورمان قرار داده است. انتظارات به شكلي پيش رفته اند كه گوئي تمام مشكلات با رفع تحريم ها برطرف خواهند شد. در شرايط موجود كسي به اين نكته توجه ندارد كه اگر تمام تحريم ها به يكباره برطرف شوند شرايط كشورمان در بهترين وضعيت همانند صدها كشوري خواهد شد كه بدون داشتن هيچ محدوديتي در زمره كشورهاي در حال توسعه به حساب مي آيند و با رفع محدوديت هاي اعمال شده بايد از ابتدا شروع كنيم.  تصور چنين جايگاهي همراه با احتياط زياد سرمايه گذاران خارجي براي حضور دوباره در ايران از يك سو، تغييرات بسيار گسترده صورت گرفته در ساختار اداري وزارت نفت به ويژه پتروشيمي و بلاتكليفي شديد در خصوص موارد مهمي مانند نرخ خوراك كه همواره از آن به عنوان مهم ترين مزيت براي حضور شركاي خارجي ياد مي شده چشم انداز پيش روي صنايع پتروشيمي را در خوشبينانه ترين حالت خيلي اميدوار كننده نشان نمي دهد. آنچه در اين گزارش گردآوري شده علاوه بر بازبيني مشكلات و پتانسيل هاي موجود بررسي نكاتي مهم و اساسي در مذاكره با شركت هاي خارجي از كشورهاي مختلف است.  اميد كه اطلاعات تهيه شده براي همكاران به ويژه مديران مجموعه هلدينگ خليج فارس مفيد فايده واقع شود .

روابط ايران با كشورهاي همسايه خليج فارس در حوزه پتروشيمي

 روابط جمهوري اسلامي ايران و كشورهاي حوزه خليج فارس ( به طور عمده عربستان سعودي، عراق، عمان، بحرين، كويت، امارات متحد عربي و قطر) مي تواند توسعه و گسترش داشته باشد. بخش هائي مانند

فعاليت هاي بازرگاني، سرمايه گذاري متقابل در پروژه هاي بالادستي، همچنين توسعه واحد هاي پائين دستي پتروشيمي در داخل و خارج از كشور، تشكيل كميسيون هاي مشترك اقتصادي، كميته هاي فني و كارگروه هاي اجرايي مشترك، ارائه خدمات فني و دوره هاي آموزشي متناسب با نياز طرفين، توسعه مبادلات دو جانبه با اين كشورها و بالاخره توسعه مبادلات تكنولوزيكي صنعت پتروشيمي از جمله بخش هائي هستند كه مي توانند در قالب اين تعريف گنجانده شوند. روابطي كه مخصوصا در دوران پسا تحريم مي تواند علاوه بر كمك به كاهش تنش هاي سياسي، نقش ارزنده اي در توسعه  و شكوفايي اين صنعت در ايران، منطقه و بين الملل  داشته باشد در همين زمينه با توجه به سرمايه گذاري وسيع كشورهاي عربي خليج فارس در بخش پتروشيمي، بويژه با توجه به نقش عربستان سعودي بعنوان پيشتاز اين صنعت در منطقه، بهره مندي از تبادلات تكنولوژيكي مي تواند اثرات مطلوبي در روزآمد نمودن اين صنعت در ايران داشته باشد. البته نبايد اين نكته را از ذهن دور نمود كه  هم اكنون در عرصه بين المللي هلدينگ خليج فارس به عنوان جانشين شركت صنايع ملي پتروشيمي در حال نزديك شدن به شركت هائي همچون سابيك عربستان به عنوان قدرتمند ترين رقيب منطقه خاورميانه، با درآمدي حدود چهار برابر است.  شركت سابيك در رده بندي 100 شركت برتر شيميايي جهان  در سالهاي گذشته در رديف هفتم و سال گذشته رتبه پنجم جاي گرفت. بالاترين رتبه شركت ملي صنايع پتروشيمي ايران در سال هاي گذشته حداكثر رتبه 45 بوده كه سال 2014 هلدينگ خليج فارس توانست با قرار گرفتن در رتبه 44 جهان و حفظ عنوان دومين شركت بزرگ خاورميانه، رده خود در جهان را بالاتر ببرد. به همين دليل و بدون در نظر گرفتن مسائل سياسي داشتن تعامل و استفاده از تجربيات بويژه تبادلات تكنولوژيكي مي تواند به نفع طرف ايراني باشد. كشور ما با داشتن بيشترين تعداد همسايگان در قياس با ساير كشورهاي جهان در موقعيتي كاملاً استراتژيك در منطقه آسيا و حد فاصل آسيا / اروپا و آفريقا در همسايگي كشورهاي نفت خيز حاشيه خليج فارس كه سهم قابل توجهي از مخازن نفت و گاز جهان را در اختيار دارند، قرار گرفته و با داشتن مقام دوم از نظر ذخائر نفت و گاز در ميان كشورهاي جهان، در فاصله نزديكي از اروپا ، هند و چين مي تواند به عنوان يكي از مراكز عمده مصرف انرژي حال و آينده جهان ارزيابي شود. اين موقعيت خاص جغرافيايي باعث شده صنايع نفت، گاز و پتروشيمي در مقايسه با ديگر صنايع از موقعيت ممتازي در معادلات سياسي و اقتصادي كشور و منطقه برخوردار شود.. شرايطي كه تداوم و گسترش آن مستلزم برخورداري از ابزارهاي نيرومندي در صنايع نفت، گاز و پتروشيمي است تا از اين طريق بتوان به صورتي كارآمدتر در عرصه مبادلات منطقه اي و بين المللي حضور داشت. بر اين اساس نقش دپارتمان بين الملل بعنوان بازويي موثر در مذاكرات جهت پيگيري و تثبيت نتايج مذاكرات و نيل به هدف نهايي بيش از بيش مهم نشان مي دهد .

 نگاهي به مشكلات و معضلات صنايع پتروشيمي ايران در دوران پسا تحريم :

عملكرد شركت ملي صنايع پتروشيمي طي سال هاي گذشته با بكارگيري رويكرد توسعه زنجيره ارزش صنعت نفت در زمينه توسعه صنايع پايه تا قبل از خصوصي سازي ( و ممنوعيت سرمايه گذاري دولت) با ايجاد ظرفيت 60 ميليون تن انواع محصولات پتروشيمي ( و توليد واقعي 43 ميليون تن، يعني حدود 70% ظرفيت نصب شده) تا حدي موفق نشان مي دهد. ولي  پس از اينكه اختيار دولت در توسعه اين صنايع محدود شد، بخش خصوصي نتوانست اهداف برنامه ريزي شده براي توسعه را ادامه دهد.  از جمله مهم ترين عوامل موثر در عدم موفقيت برنامه هاي توسعه پتروشيمي را مي توان عوامل ذيل دانست :

(1 عدم اختصاص خوراك بصورت مطلوب توسط وزارت نفت: در حال حاضر با اختصاص 5 درصد از منابع نفتي استخراجي، 40درصد از درآمد صادرات غير نفتي حاصل مي شود ؛ در صورتيكه اگر از 95% باقيمانده كه بصورت خام فروخته مي شود، سهم بيشتري به پتروشيمي اختصاص مي يافت شايد

مي توانستيم  انتظار انقلابي بزرگ در صنعت پتروشيمي و درآمدهاي غير نفتي كشور را داشته باشيم .

(2عدم دسترسي مطلوب به تكنولوژي هاي روز دنيا به دليل تحريم هاي اعمال شده عليه كشور

(3عدم امكان گشايش ارزي براي طرح هاي در دست اجرا

(4 فقدان متولي اصلي در صنعت پتروشيمي، با توجه به نقش حاكميتي تعريف شده جديد براي شركت ملي صنايع پتروشيمي و گم گشتگي نقش هاي تعريف شده در ميان شركت هاي مختلفي كه الزامي براي متابعت از هسته مركزي پتروشيمي ندارند

در ميان عوامل ذكر شده مهم ترين عامل را مي توان افزايش تحريم هاي بين المللي بويژه پس از مشكلات هسته اي با كشورهاي اروپائي و امريكا دانست. از سوي ديگر صنايع مياني پتروشيمي در كشور  نيز  بدليل عدم تعريف دقيق حمايت هاي مورد انتظار (بالاخص قرارداد بلندمدت خوراك) و عدم حمايت لازم در زمينه تامين تكنولوژي روزآمد براي اين صنعت نتوانسته از ظرفيت مناسب جديدي برخوردار شود. لذا بخش

عمده اي از عدم توفيق در كسب ارزش افزوده در زنجيره صنعت پتروشيمي كشور از اين موضوع ناشي مي شود .

يك نكته معمولا غافل مانده از نگاه مسئولان فعلي و گذشته پتروشيمي، تدابير نادرست و رفع نكردن ابهاماتي بود كه ميان مجتمع هاي پتروشيمي در زمان دولتي بودن و مديريت شركت ملي صنايع پتروشيمي برآنان اعمال شده بود. اين سياست ها به گونه اي بود كه عمدتا تامين خوراك برخي شركت ها را با قيمت كمتر شامل مي شد تا آنها نيز بتوانند در ظاهر سودآور باشند. اين ابهامات امروزه و با خصوصي سازي هاي پراكنده مجتمع هاي پتروشيمي در اشكال مختلفي نقايص موجود در قراردادهاي صوري ايجاد شده را نشان داده، مسئولان شركت ملي صنايع پتروشيمي توان و اختيار مديريتي براي حل مشكلات موجود را ندارند و هيچكس حاضر نيست حتي مسئوليت بخش كوچكي از اين مسائل را بر عهده بگيرد .

نگاهي به قابليت ها و پتانسيل هاي موجود در پتروشيمي :

(1يكي از مهم ترين موارد مرتبط با پتروشيمي در ايران مسئله اشتغال زايي آن مي باشد. در اين زمينه با نگاه اجمالي به تجربه كشورهاي عرب خليج فارس مي توان از مزيت خصوصي سازي و ارتباط آن با استخدام نيروهاي جوان و كارآمد اشاره نمود. در همين زمينه بايد اين موضوع مورد دقت و ارزيابي  قرار بگيرد كه چگونه مي توان از مزيتهاي رقابتي پتروشيمي به نفع حذف بيكاري استفاده نمود. به عنوان نمونه امارات متحده عربي در حال حاضر 2% از نيروي كار خود را در اين بخش  مشغول  به كار نموده است  و با ادامه پروژه هايي كه در بخش پتروشيمي پيش روي دارد درصد بيشتري از نيروي كار خود را به بخش پتروشيمي پيوند خواهد داد. امارات متحده عربي تنها كشوري در منطقه  نبوده است كه  جهت اشتغال نيروي كار خود  در بخش صنايع پتروشيمي اهتمام ورزيده است بلكه عربستان  سعودي نيز همين استراتژي را جهت فراهم نمودن اشتغال نيروي كار خود بكار برده است.  در كل كشورهاي عربي منطقه خليج فارس نزديك به  345،634  شغل جديد در ارتباط با صنعت پتروشيمي تنها در سال 2011 الي 2012 ايجاد شده است. طي اين سال به طور كلي  حدود 11 درصد از نيروي كار اين كشور ها در بخش پتروشيمي مشغول بكار بوده اند.(1 )

(2افزايش عملكرد و يا كاركرد پتروشيمي خود مي تواند باعث افزايش زنجيره ارزش در اين صنعت شده و به تبع آن راه را براي ورود به بازارهاي جديد جهاني فراهم نمايد. اين افزايش عملكرد تنها از طريق مراودات بين المللي و همكاري متقابل با شركت هاي صاحب دانش فني و موفق در عرصه بين المللي بويژه در مسير رشد و ارتقاء صنايع بالادستي و پائين دستي صنعت پتروشيمي ميسر گرديده، در سطح مطلوب تر باعث كاهش بيكاري, افزايش توان رقابتي در سطح جهاني و امكان بازسازي و نوسازي واحدهاي مستهلك و قديمي  پتروشيمي در سطح كشور در دوران پسا تحريم را فراهم نمايد .

(پتروشيمي جزو صنايعي است كه سرمايه گذاران خارجي  بدليل وجود مزيت هاي نسبي همچنان براي حضور در آن علاقه مند نشان مي دهند. به گونه اي كه هنوز هم بهترين گزينه سرمايه گذاري براي سرمايه گذاران داخلي و خارجي محسوب مي شود. با توجه به ركودي كه طي سال هاي اخير بخش اقتصادي كشور دچار آن شده، جذب سرمايه گذاران خارجي بشدت مورد توجه مسئولين اين صنعت مي باشد. و از سوي ديگر بدليل جهت گيري صادراتي بخش عمده محصولات آن، مهمترين  صنعتي  است كه مي تواند زمينه حضور مجدد تأمين كنندگان مالي و سرمايه گذاران خارجي در داخل كشور را فراهم نمايد .

(4از اهميت صنعت پتروشيمي در اقتصاد داخلي مي توان به تامين مواد اوليه تعداد زيادي از صنايع كوچك در داخل كشور  اشاره نمود. مزيتي كه علاوه بر ايجاد اشتغال غير مستقيم منجر به ارز آوري و بهبود اقتصاد ملي مي گردد. گسترش صنعت پتروشيمي علاوه بر رفع بسياري از نيازهاي داخلي به بازگشت ارزش افزوده مواد خام به داخل كشور و در نهايت به رونق بيشتر اقتصاد در دوران پسا تحريم و ايجاد اشتغال "مي انجامد .

(5 از آنجا كه نگاه بلند مدت سرمايه گذاران خارجي در صنايع ايران بسيار حائز اهميت است صنعت پتروشيمي به عنوان صنعتي كه مي تواند مورد هدف آنان قرار داشته باشد، در صورت حمايت دولت و مجلس قادر خواهد بود با برخورداري از برنامه ‌ريزي كلان راهبردي و نگاه بلندمدت، شرايط سرمايه‌گذاري در طرح هاي توسعه‌اي بخش بالا دستي و صنايع تكميلي را فراهم نمايند. بدون ترديد سرمايه گذاري در اين صنعت  در كنار ارائه تسهيلات و مشوق هاي لازم مي تواند شرايط جذب سرمايه گذاران خارجي را فراهم نمايد. هرچند مشاركت بخش خصوصي و نظام بانكي كشور  نيز در اين ميان بسيار تاثير گذار مي باشد .

(6 در زمينه صادرات محصولات پتروشيمي يكي از مهم ترين مشكلاتي كه اين صنعت در طول دوران تحريم ها با آنها روبرو بوده، عدم امكان جابجايي و انتقال ارز بود

يك تجربه مفيد پتروشيمي در اين بخش بهره گيري از توان كارگزاري ها براي فروش محصولات در بازارهاي داخلي مي باشد. اقدامي كه بخش خصوصي را در اين حوزه بسيار به طور بسيار موثثري فعال نموده است. تاسيس شركت بارگاني هلدينگ خليج خليج فارس( شركت تجارت صنعت پتروشيمي) اقدام ديگري است كه اين مجموعه براي ارتباط هرچه نزديك تر با مصرف كنندگان اصلي محصولات توليدي مجتمع هاي تحت مديريت خود و جلوگيري از افزايش قيمت ناشي از واسطه گري در پيش گرفته است .

مهم ترين نكاتي كه در مذاكرات بين المللي بايد مورد توجه قرار داشته باشند :

مبادلات كسب و كار بين الملل نه تنها مرزها را در مي نوردند بلكه از مرزهاي  فرهنگي نيز مي گذرد فرهنگ بطور وسيعي بر چگونگي رفتار, طرز تفكر و ارتباطات تاثير مي گذارد. تفاوت فرهنگي بين مجريان كسب و كار بطور مثال يك مدير بخش دولتي چيني در شانگهاي و يك مدير بخش شركت كانادايي در تورنتو مي تواند موانعي را بوجود آورد كه بطور كامل مانع مذاكرات شوند. بر اين اساس مهم ترين نكاتي كه در مذاكرات بين المللي بايد مورد توجه قرار داشته باشند باشند به طور خلاصه عبارتند از :

(1 هدف مذاكرات  بستن يك قرارداد است يا ايجاد يك رابطه دراز مدت؟

هرچند در يك مذاكره دو جانبه بطور معقولانه هدف بستن يك قرارداد دو جانبه مي باشد براي بعضي از افراد از لحاظ فرهنگي جدا از بستن يك قرارداد صوري, ايجاد يك رابطه دراز مدت فيما بين دو طرف قرارداد ارزشمندتر مي باشد. بنابراين خيلي مهم است كه بدانيد همتايان شما در مذاكرات چه هدفي از مذاكره با شما دارند اگر هدف ايجاد ارتباط باشد كافي روبروي آنها نشسته، براي بستن يك قرارداد با قيمت پائين و در ادامه آن ايجاد يك ارتباط دو طرفه تلاش كرده، سعي كنيد طرف مقابل را تنها  جهت اين همكاري قانع  سازيد .

(2 نگرش  مذاكرات بر اساس نگرش  برد - باخت يا برد- برد؟

بدليل تفاوتهاي موجود فيمابين دو طرف مذاكره كننده بنظر ميرسد رويكرد مذاكرات بر اساس يكي از نگرش هاي فوق الذكر باشد كه  اگر برنده شدن  و بازنده شدن طرف مقابل در طول مذاكرات مد نظر باشد هر دو طرف مي توانند بر اساس اين نگرش تلاش پيگيرانه اي جهت رسيدن به اهداف خود مبذول نمايند. بنابر اين خيلي مهم است كه بدانيم چه نوع از مذاكرات را در طول انجام آن بكار گرفته و آن را به پيش ببريم .

(3سبك شخصي, رسمي يا غير رسمي ؟

سبك شخصي مرتبط است با شيوه  صحبت كردن با ديگران,  نوع لباس پوشيدن, نوع استفاده كردن از عناوين , چگونگي سخنراني و  چگونگي تعاملات اي كه در حين مذاكرات با طرف مقابل استفاده مي كنيم  بطور مثال آلماني ها بر خلاف امريكايي ها  بسيار در  طول مذاكرات رسمي هستند بنابراين در طول مذاكرات با طرفهاي آلماني مي بايست عناوين رسمي طرف مقابل در مذاكرات مشخص شده باشد همچنين  در طول مذاكرات از بيان كردن  حكايات شخصي بشدت مي بايست پرهيز نمائيم و هرگز خواستار اطلاعات شخص و خانوادگي اعضاي مذاكره كننده نشويم ولي در مذاكرات غير رسمي ,طرف مذاكره كننده بلافاصله مذاكره را با ناميدن نام كوچك طرف مقابل آغاز كرده  و بسيار صميمانه و دوستانه با تيم مذاكره كننده رفتار مي نمايد و حتي در طول مذاكره كت خود را در آورده و آستين هاي خود را بالا زده و به  مذاكرات مي پردازد   بر اين اساس مي بايست تفاوتهاي فرهنگي را در طول مذاكرات بين المللي مد نظر قرار داد براي يك امريكايي ناميدن اسم كوچك طرف مذاكره كننده يك نوع دوستي و صميميت متقابل  در طول مذاكرات محسوب مي شود ولي اين نوع رفتار براي اعضاي تيم ژاپني مذاكره كننده يك نوع بي احترامي محسوب مي گردد .

(4ارتباطات مستقيم  باشد يا غير مستقيم ؟

روشهاي ارتباط برقراركردن در ميان فرهنگهاي مختلف حين مذاكرات بين المللي در بين فرهنگ ها  متفاوت است  برخي از فرهنگها حين مذاكرات به روش مستقيم و ارتباطات ساده معتقد هستند و برخي ديگر به شدت به روش غير مستقيم و پيچيده اعتقاد دارند  بر اين اساس ,اشكال نمادين بيان ،حالات صورت و حركات دست و بدن  و به اصطلاح زبان بدن در حين گفتگو بسيار متفاوت مي باشند در فرهنگهاي روش  مستقيم   مانند آمريكا  شما ميتوانيد  انتظار پاسخ روشن قاطعي را از طرف مقابلتان داشته باشيد ولي در فرهنگهاي روش غير مستقم مانند ژاپن  در واكنش به پيشنهادات, شما مي توانيد  انتظار  حر كات و نشانه هاي مبهمي  را از طر ف مقابل داشته باشيد كه بر اين اساس شما متوجه نمي شويد كه با طرف مقابل به يك  توافق و تعهد نهايي رسيده ايد يا خير .

(5حساسيت به زمان در حين مذاكرات , زياد يا كم؟

بعضي از فرهنگها مانند آلماني ها بشدت وقت شناس هستند ولي لاتين تبارها اهميت چنداني به آن نمي دهند  ژاپني ها در حين مذاكرات بسيار كند و آهسته عمل مي كنند ولي امريكايي ها سريع معامله اند براي امريكايي ها وقت طلاست و هدف از مذاكرات رسيدن به يك توافقنامه امضاء شده است ولي براي ژاپني ها هدف از مذاكرات رسيدن به يك رابطه پايدار است تا امضاء يك توافقنامه صرف .

(6حساساتي بودن حين مذاكرات, زياد يا كم؟

اسپانيايي تبارهاي امريكاي لاتين در حين مذاكرات معمولا احساسات خود را به نحوي بارز بروز مي دهند ولي ژاپني ها و ديگر كشورهاي شرق دور در حين مذاكرات بين المللي بشدت احساساتشان را پنهان مي سازند .

(7فرم قرارداد: عمومي و يا خاص؟

عليرغم آنكه هدف از مذاكرات در سطح بين المللي رسيدن به يك  امضاء يك قراردادمي باشد يا  رسيدن به يك رابطه پايدار, مي بايست در تمامي مذاكرات  مبتني بر معاملات  همه  موارد موافقنامه مكتوب شوند و بر اين اساس, فرهنگ هاي مختلف  بر نگارش اين قراردادها نيز تاثير مي گذارند  بطور مثال امريكايي ها خيلي بر اين نكته تاكيد دارند كه متن قرارداد تنظيم شده  بطور تفضيلي ودقيق و صريح باشد و پيش بيني همه موارد پيش روي را در متن قرادا د مي نمايند ولي چيني ها ترجيح مي دهند فرم قرارداد عمومي باشد تا تفضيلي بخاطر اينكه معتقدند  منشا و جوهر يك معامله  بر پايه رابطه بين طرفين مي باشد و اگر شرايط غير منتظره بوجود بيايد طرفين مي بايست الويت خود را در درجه اول به رابطه با يكديگر معطوف دارند  نه چيز ديگري .

(8 ساختار يك قرارداد : از بالا به پائين يا از پائين به بالا؟

با توجه به فرم تفاهمنامه اين سوال مطرح است كه مذاكرات بايد استقرايي باشد يا قياسي به عبارت ديگر قرارداد بايد از يك اصول كلي شروع بشود و در نهايت به جزئيات اشاره كند يا از جزئيات شروع شود و به مواردي مانند قيمت, تاريخ تحويل وكيفيت محصول بپردازد و در نهايت به يك جمعبندي كلي برسد؟ بطور مثال فرانسويها علاقمند هستند قرارداد با يك رويكرد كلي شروع شود و لي امريكايي ها معتقدند مذاكره بمنظور معاملات  بايد از جزئيات شكل بگيرد .

(9تشكيلات  تيم مذاكره كننده بايد بر اساس يك رهبر  واحد باشد  يا اجماع گروهي ؟

در هر مذاكره اي اين موضوع خيلي اهميت دارد  كه بدانيم طرف ديگر مذاكره چگونه سازماندهي شده است و چه كسي داراي قدرت تصميم گيري و تضمين كننده تعهدات است و چگون تصميمات گرفته مي شود بر اين اساس بعضي از فرهنگها  اتكا بر  فرد دارند در حاي كه فرهنگهاي ديگر  تاكيد بر گروه دارند و اين ارزشها ممكن است بر ساختار هر طرف مذاكره كننده تاثير بگذارند بطور مثال امريكايي ها بطور وسيعي متكي به قدرت بالاترين  رهبر در مذاكرات هستند ولي چيني ها و ژاپني ها به اجماع گروهي در تصميم گيري در مذاكرات اعتقاد دارند .

(10ريسك پذيري بالا يا پائين؟

محققان به اين نتيجه رسيده اند كه بعضي از فرهنگها بشدت از ريسك پذيري فاصله مي گيرند و بر اين اساس ژاپني ها بشدت از ريسك فاصله مي گيرند ولي امريكايي ها بشدت ريسك پذيرند همچنين بر طبق اين تحقيقات 70% مردم ريسك پذيري بالايي دارند ولي تنها 30% آنها از ريسك فاصله مي گيرند. در اين تحقيقات ژاپني ها بشدت در مذاكرات از پذيرش هر گونه ريسكي فاصله گرفته  ولي امريكايي ها حتي بيشتر از انگليسي ها و فرانسوي و هندي ها كه ادعاي ريسك پذيري دارند  قابليت پذيرش ريسك را در مذاكرات دارند.2 


برخي منابع مورد استفاده :
  1)http://www.thenational.ae/business/industry-insights/energy/petrochemical-expansion-to-fuel-quality-jobs-for-the-uae
2) http://iveybusinessjournal.com/publication/the-top-ten-ways-that-culture-can-affect-international-negotiations

رئيس كل روابط عمومي و امور بين الملل شركت صنايع پتروشيمي خليج فارس

يادداشت تحليلي به قلم عبدالرسول دشتي؛ الزامات هلدينگ خليج فارس در تعاملات بين المللي
امتیازدهی
میانگین امتیازها:5 تعداد کل امتیازها:1
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0
ارسال نظرات
نام  
آدرس پست الکترونیکی شما    
شماره تلفن
توضیحات  
تغییر کد امنیتی  
کد امنیت  
 
تمامي حقوق مادي و معنوي اين سايت متعلق به شركت پتروشيمي خليج فارس مي باشد.
Powered by DorsaPortal