چند نکته پیرامون علل ورشکستگی کشور یونان
1396/03/04 کشور یونان مانند ایران تمدنی به قدمت تاریخ جهان دارد. به بیان دیگر هرجا سخن از کشورهای دارای تاریخ و تمدن بسیار کهن می آید غیرممکن است یونان و ایران جزو آن نباشند.

چند نکته پیرامون علل ورشکستگی کشور یونان

 

روابط عمومی و امور بین الملل

شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس

 

 

 فروردین 96

 

 

مقدمه

کشور یونان مانند ایران تمدنی به قدمت تاریخ جهان دارد. به بیان دیگر هرجا سخن از کشورهای دارای تاریخ و تمدن بسیار کهن می آید غیرممکن است یونان و ایران جزو آن نباشند. اینکه چگونه می شود کشوری عضو اتحادیه اروپا و با آن تمدن بی نظیر به شرایطی می رسد که عملا در آمارهای اقتصادی دیگر حتی  به عنوان "کشور" روی آن حساب نمی­کنند نکته ای است که جای تامل دارد

 

سایت یونانی  GreekReporter در گزارشی پیرامون علل چنین ورشکستگی بی سابقه ای اقدام به جمع آوری مهم ترین علل این اتفاق در آن کرده بود موارد ذیل بخشی از علل ذکر شده می باشند که مطالعه و تعمق پیرامون آنها برای مدیران مجموعه می تواند مفید باشد

 

-          همه چیز را به  گردن دیگری انداختن:  جناحهای سیاسی یونان به نوبت قدرت را به دست گرفته، هر یک هر کاری می خواستند انجام می دادند. عملا از هیچ برنامه مشخصی پیروی نداشتند و با هر بار تعویض رئیس و روسا، رئیس جدید همه کارهای رئیس قبلی را خط زده و کارهای خودش را انجام می داد... مردم یونان هم جناح باز شده بودند. اینگونه بود که با هر بار کنار رفتن یک جناح و پیروزی جناح دیگر، آن کشور یک پله بیشتر سقوط میکرد.

 

-         بی­قانونی:  معروف است که جمله خاصی میان مردم یونان جا افتاده بوده : "بیخیال بابا ! اینجا یونانه !" و این جمله موجب می­شد هر کسی هر کار خلاف عرف و قانونی دلش خواست انجام دهد... مردم یونان نه تنها به فساد در حال رشد در آن کشور اعتراض نمی کردند بلکه به گونه ای در آن مشارکت پیدا کردن  میکردند و طوری رفتار می کردند که انگار بی قانونی کار نادرستی نیست... در عینی ترین و ساده ترین شکل آن مردم یونان در پیاده روها اتومبیل خود را پارک میکردند، پارک دوبل انجام می دادند و هر موقع می توانستند و دوربین راهنمائی در دسترس نبود، از چراغ قرمز  عبور می کردند... بی قانونی مردم یونان بین خودشان توجیه شده بود و تعریف قانون شکنی های صورت گرفته برای یکدیگر نه تنها باعث اعتراض دیگران نمیشد بلکه "دمت گرم" های پشت سر هم را نیز برایشان به دنبال داشت !

 

-         فساد : سازمان Transparent International هر ساله یونان را به عنوان یکی از فاسدترین کشورهای دنیا (نه فقط در اروپا) معرفی میکرد بطور مثال در آخرین رده بندی رتبه یونان در فساد طبق نظر این سازمان برابر 69 از 175 بود. در یونان تقریبا 90 درصد مردم رشوه می­گیرند... از سیاسیون گرفته تا پزشکان، مهندسان، معماران، کارمندان، بازرسان تاکسیرانی و هر کسی که بتواند از شخص دیگری چیزی بگیرد! و طبیعی است وقتی همه فاسد باشند، کسی نیست که بخواهد آنها را دستگیر کرده تحویل قانون دهد.

 

-         دیدگاه یونانی ها نسبت به خود : مردم دنیا یونانی ها را به عنوان افرادی تنبل، فاسد، بی عرضه، سیگاری و عاشق ساحل (!)می­شناسند. در واقع این دیدگاه های دنیا نسبت به یونانی ها درست نیست، ولی مردم این کشور به این نتیجه رسیده بودند که اگر این بقول خودشان " اراجیف" را قبول کنند، برای خودشان هم راحت تر خواهد بود! در واقع گوئی به دنبال بهانه ای بودند تا کاری انجام ندهند  لذا به خودشان میگفتند " ما یونانی ها که خاک بر سریم ! پس..." و این یکی دیگر از بهانه هایی بود برای سقوط جامعه ای با آن سابقه تمدن بزرگ و تاریخی...

 

-         بی رقابتی و ناکارآمدی : تقریبا نصف نیروی کاری جامعه یونان، شاغل هستند. به بیان دیگر بیش از نیم دیگر نیروی کار آن کشور یا بیکار بوده و یا دارای شغل­های کاذب و به درد نخور هستند. از سوی دیگر یونان 43% بودجه­اش را باید برای مزایای اجتماعی هزینه کند بدین معنی که نزدیک به نصف بودجه این کشور برای مزایای اجتماعی مردمی مصرف می­شود که نیمی از آنان کاری نداشته، عملا مفت خور هستند! از سوی دیگر میزان کارایی یونانی ها بسیار پایین است! یونانی ها هفته ای 40 ساعت مشغول کار هستند. ولی کار مفید بسیار پائینی دارند. " در اصطلاح خودشان آنها  واقعا  هفته ای 40 ساعت کار نمی­کنند بلکه عملا بدون کارآئی در اداره حضور داشته، قهوه خود را می نوشند، با هم در باره موضوعات مختلف به گفتگو می پردازند ولی مهم این است که کار مفید نمی کنند.

 

-         سیاستمداران یونانی دروغگو هستند: دروغگویی سیاستمداران در حل مشکلات اقتصادی یونان باعث شده که اعتماد مردم نسبت به آنها به میزان زیادی از بین برود و در طرح هایی که دولت از مردم تقاضای کمک میکند، کسی مشارکت و همراهی نکند.

 

-         کارخانه ها و صنایع تولیدی درحال مرگ هستند: یونان دارای تعدادی صنایع بسیار عالی و موفق بود. صنایع معدنی، دارویی، سلامتی، زیبایی، تولیدی، کشاورزی و حتی نفتی یونان در شرایط خوبی بودند ولی دولت بجای سرمایه گذاری بر روی این صنایع و کمک به رشد آنها، تمرکز اصلی را بر توسعه صنایع نه چندان کارآمد و اشتغال زائی مانند سازمان قطاری OSE متمرکز کرد. قطارهای این سازمان تقریبا همیشه خالی در حال تردد بودند ولی نکته قابل توجه این بود که دولت حقوق کارمندان این بخش را بطور کامل و بسیار بیشتر از کارمندان صنایعی که به آنها اشاره شد پرداخت می کرد !

 

-         بی عدالتی: اگر مردم کشوری ایمان داشته باشند که برای هدفی والا از خودگذشتگی می­کنند، تحمل سختی­ها راحت خواهد بود ولی دولت یونان چنان سرمایه های مادی، معنوی و انسانی این کشور را قربانی کرده بود که دیگر هیچ یونانی ، حاضر نبود برای کشورش از خودگذشتگی کند. بازنشسته ها و کارمندان شرکت­های دولتی و نیمه دولتی به سختی می توانستند حقوق خود را بگیرند در حالیکه این مشکلات بطور مثال در شرکت های نفتی یونان وجود نداشت. ریاضت­های اقتصادی که دولت در نظر گرفته بود بیش از همه به مردم فقیر صدمه زد تا جایی که بعدا خود دولت به این موضوع اقرار کرد. از طرفی در یونان به جز اقشار فقیر و مهاجران هیچ کس به زندان نمی افتاد! و این باعث شده بود مردم اخلاق محور نیز اخلاقیات را به گونه ای فراموش کنند.

امتیازدهی
میانگین امتیازها:0 تعداد کل امتیازها:0
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0
ارسال نظرات
نام  
آدرس پست الکترونیکی شما    
توضیحات  
تغییر کد امنیتی  
کد امنیت  
 
تمامي حقوق مادي و معنوي اين سايت متعلق به شركت پتروشيمي خليج فارس مي باشد.
Powered by DorsaPortal